ذوی الجهل
مترادفها
نادانان، جاهلان
متضادها
دانشمندان، خردمندان، اهل علم
لغت نامه دهخدا
ذوی الجهل. [ ذَ وِل ْ ج َ ] ( ع ص مرکب، اِ مرکب ) نادانان. خداوندان جهل:
و ارباب هذا العلم مافتئوا کذا
یقاسون ما لاینبغی من ذوی الجهل.ابن الصلاح.
فرهنگ فارسی
صاحب جهل خداوندان نادانی نادان.
نادانان. خداوندان جهل.
جمله سازی با ذوی الجهل
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 د جهل قال الصادق عليه السلام: الجهل فى ثلاث الكبر و شدّة المراء والجهل بالله فاولئك هم الخاسرون. بحار / 1 / 131
💡 1- كتاب العقل و الجهل (پيرامون بينش و شناخت، وجهل و ناآگاهى ).
💡 و عباد الرحمن الذين يمشون على الا رض هونا و إ ذا خاطبهم الجهلون قالوا سلما(63)
💡 (( قال رسول الله صلى الله عليه و آله: من لم يصبر علىذل التعلم ساعة بقى فى ذل الجهل ابدا.)) (509)
💡 تمام العمى طول السكوت مع الجهل )) 226- (( انما يهلك الناس لانهم لايسئلون. )) (منية المريد، ص 85. الكافى1/49).
💡 در متون تاریخی و مذهبی، اصطلاح ذوی الجهل برای اشاره به کسانی به کار میرود که در دوران جاهلیت، از درک حقایق و ارزشها بیبهره بودند.
💡 نویسنده در کتاب جدید خود به بررسی رفتارهای ذوی الجهل در جوامع باستانی پرداخته و نشان داده است که چگونه نادانی میتواند منجر به ویرانی شود.
💡 برخی مفسران معتقدند که صفات ذوی الجهل تنها محدود به دوران گذشته نیست، بلکه در هر عصری که نادانی برتری یابد، این ویژگیها بازتاب مییابند.