ذوالمتوسطین اول

لغت نامه دهخدا

ذوالمتوسطین اول. [ ذُل ْ م ُ ت َ وَس ْ س ِ طَ ن ِ اَوْ وَ ] ( ع اِ مرکب ) عبارت است از جذر ذوالاسمین دوم. و ذوالمتوسطین دوم عبارت است از جذر ذوالاسمین سوم. و وجه تسمیه این دو اصطلاح بدان جهة است که هر یک از آندو جذر مرکب میباشند از دو خط که هر یک از آن دو خط متوسطند پس مجموع آنها ذوالمتوسطین بود. و ذوالمتوسطین دوم را بدوم بدین سبب نام نهادند که نسبت بذوالمتوسطین اول در مرتبه دوم واقع شده است. و رجوع به ذوالاسمین شود.

جمله سازی با ذوالمتوسطین اول

💡 زانچه اول که بودی اندر خاک زیر بودی کنون زبر باشد

💡 اول که مرا عشق نگارم بربود همسایه من زناله ی من نغنود

💡 زهی اول که عینِ آخِر آمد زهی باطن که عینِ ظاهر آمد

💡 بیک لباس نگنجد بجوهر اول ز ازدحام معانی ز کبریای شعور

💡 ای خصم برو سوی عدم تاز که خورشید اول بزدت تیغ پس آنگاه برآمد

💡 آدمی اول حریص نان بود زانک قوت و نان ستون جان بود