ترمسه

لغت نامه دهخدا

( ترمسة ) ترمسة. [ ت َ م َ س َ ] ( ع مص ) غایب شدن از جنگ یا از شور و شغب. ( منتهی الارب ) ( آنندراج ) ( ناظم الاطباء ).
ترمسة. [ ت َ م َ س َ / س ِ ] ( اِ ) وزنی معادل دو قیراط. ( مفاتیح ). وزنه ای که معادل هشت گندم و یا دو نخود باشد. ( ناظم الاطباء ). نصف دانگ که دو قیراط می شود. ( از لسان العجم شعوری ج 1 ورق 292 ب ).
ترمسة. [ ت ُ م ُ س َ ] ( ع اِ ) سردابه. ( منتهی الارب ) ( آنندراج ) ( ناظم الاطباء ) ( از اقرب الموارد )، یقال: حفر ترمسة تحت الارض.( منتهی الارب ) ( ناظم الاطباء ). حفر ترمسة؛ ای سرداباً. و در تاج العروس نویسد تاء زائد است. چه آن از رَمَس َالشی است؛ پوشانید آنرا... ( از اقرب الموارد ).

فرهنگ فارسی

سردابه.

جمله سازی با ترمسه

💡 در ۱۲ ژوئیه، ارتش سوریه، قتل‌عامی را در روستای ترمسه انجام داد که ۲۲۵ نفر کشته شدند.

رد دادن یعنی چه؟
رد دادن یعنی چه؟
مخنث یعنی چه؟
مخنث یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز