لغت نامه دهخدا
ذنب التمساح. [ذَ ن َ بُت ْ ت ِ ] ( اِخ ) قریه ای است از قراء بهنسا.
ذنب التمساح. [ذَ ن َ بُت ْ ت ِ ] ( اِخ ) قریه ای است از قراء بهنسا.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 از همه اينها گذشته آنها بر من (به اعتقاد خودشان ) گناهى دارند (و لهم على ذنب ).
💡 عين همين پرسش را (ابن ابى العوجاء) مرد مادى معروف معاصر امام صادق (عليهالسلام) از آن حضرت پرسيد و پس از تلاوت آيه فوق گفت: (ما ذنب الغير؟) يعنى گناه آنپوستهاى ديگر چيست ؟
💡 مخالفان ترا بر سپهر تا بزیند برون نیاید هرگز ستاره شان ز ذنب
💡 شرح مقصود از غفران ذنب متقدم و متاءخر پيامبر (ص ) در آيه: (يغفر لك اللّه تقدممنذنبك و ما تاءخر...) و ارتباط آن با فتح مبين
💡 از مشتری و زهره، نه رنگیست، نه بویی این باغ همین خار و خس راس و ذنب داشت
💡 گهی به عقدهٔ راس و ذنب فتد گر خور تو آفتاب به هر مه به عقدهٔ ذنبی