ذات ایله

لغت نامه دهخدا

ذات ایله. [ ت ُ ل َ ] ( ع اِ مرکب ) ماری خرافی که به آدمی حمله آرد.

فرهنگ فارسی

ماری خرافی که ب آدمی حمله آورد.

جمله سازی با ذات ایله

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 سواره‌نظام یونان که اسکندر به خاطر آن (از لحاظ نظامی) شهرت پیدا کرد تنوع بیشتری یافت. در زمان وی سواره‌نظام سنگین‌اسلحه و سواره‌نظام جناحی (ilè) به وجود آمدند که فرمانده هر ایله یک ایلارکس بود.

💡 ایله (تایباد)، روستایی از توابع بخش مرکزی شهرستان تایباد در استان خراسان رضوی ایران است.

💡 در آخرین بازی هم ترکیه با گل طلایی ایلهان سنگال را برد.

💡 از آنجا که داستانهای عاشیقی ماهیتا شفاهی هستند، در طی تکامل خود دچار دگردیسی می‌شوند و یک داستان به چندین گونهٔ مختلف در میاید. از این دیدگاه تعداد این داستان‌ها بسیار زیاد است. با این‌حال اغلب عاشیقها تعدادی از داستانهای معروف را حفظ هستند. ایلهان باشگوز لیست بیست و شش تایی از اینها را نام برده است. در زیر یک لیست از معروفترین داستانها ارائه می‌شود.

💡 تصور ایله میر گون تک منور بیر شماریم وار

چوخ یعنی چه؟
چوخ یعنی چه؟
کون کردن یعنی چه؟
کون کردن یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز