لغت نامه دهخدا
دیک هندی. [ ک ِ هَِ ] ( ترکیب وصفی، اِ مرکب ) بوقلمون. ( ناظم الاطباء ). دیک رومی یا حبشی یا هندی نام اول در مصر و دوم در شام بر بوقلمون اطلاق میشود. ( از ذیل لسان العرب چ دار لسان العرب بیروت ).
دیک هندی. [ ک ِ هَِ ] ( ترکیب وصفی، اِ مرکب ) بوقلمون. ( ناظم الاطباء ). دیک رومی یا حبشی یا هندی نام اول در مصر و دوم در شام بر بوقلمون اطلاق میشود. ( از ذیل لسان العرب چ دار لسان العرب بیروت ).
بوقلمون.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 هزار ار به هندی زنی در هزار بود کس که خواند مرا شهریار
💡 ناصر شرما نویسنده و مترجم بخشی از شاهنامه فردوسی را به زبان هندی ترجمه کرده است.
💡 کاویری جها (به انگلیسی: Kaveri Jha) (زاده ۲۱ می ۱۹۸۳) بازیگر هندی است.
💡 براهماگوپتا ریاضیدان هندی عددنویسی جا-ارزشی را شرح میدهد.
💡 ور هندوان ز هند بجنگ تو آمدند جان آختی بآهن هندی ز هندوان
💡 سوی فور هندی سپاهی براند که روی زمین جز به دریا نماند