لغت نامه دهخدا
دیوغولی. [ وْ ] ( ص نسبی، اِ مرکب ) بمعنی دیوغول است که سلعة باشد. ( برهان ).
دیوغولی. [ وْ ] ( ص نسبی، اِ مرکب ) بمعنی دیوغول است که سلعة باشد. ( برهان ).
بمعنی دیو غول است که سلعه باشد.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 دلِ پاکت صراطِ تست و فردوست رضایِ حق سزایِ غُل بود غولی که در وی غش و غل باشد
💡 کتاب چهار فصل دارد و داستان سقوط غولی به نام آلبیون را روایت میکند. در نظر بلیک آلبیون نماد بریتانیای کبیر و تمدن جهان غرب است.
💡 امل سراب غرورست زینهار بترس که نفس گول تو غولی بود بیابانی
💡 در این منزل که هم راهست و هم چاه علایق هر یکی غولی است بگریز
💡 آشوت غولیان (ارمنی: Աշոտ Ղուլյան؛ زادهٔ ۱۹ اوت ۱۹۶۵) یک سیاستمدار ارمنی و از سال ۲۰۰۵ تا ۲۱ مه ۲۰۲۰
💡 جهان چو حور بهشتی است نزد دیده تو چو باز بینی غولی بود بیابانی