لغت نامه دهخدا
دیار ثمود. [ رِ ث َ ] ( اِخ ) حجر. ناحیه ای است در شام در وادی القری خانه هایی است که در کوه کنده شده. ( از تاج العروس ماده ح ج ر ). و رجوع به حجر شود.
دیار ثمود. [ رِ ث َ ] ( اِخ ) حجر. ناحیه ای است در شام در وادی القری خانه هایی است که در کوه کنده شده. ( از تاج العروس ماده ح ج ر ). و رجوع به حجر شود.
حجر. ناحیه ایست در شام در وادی القری خانه هایی است که در کوه کنده شده.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 که مه به تو میماند خوئی که کنون داری فرداست که در کویت دیار نمیماند
💡 قناتها از دیر باز مهمترین منبع تأمین آب پس از رودخانههای فصلی بودهاند؛ بهطوریکه هماکنون ۳۳۰ رشته قنات که گویای فرهنگ کهن این دیار میباشند، در این منطقه وجود دارد.
💡 هیچ جا بهر وطن غیر از دیار عشق نیست خانه در آن ملک از سیلاب آبادان شود
💡 گریه گرد کلفت از دل کی برد ما را سلیم در دیار ما نمیگردد ز باران کم غبار
💡 همه جا بماست یارم همه دم باوست کارم نه غریب این دیارم که از آن دیار گویم
💡 سعی در تسخیر دلها داشت بیش از آب و گل بود یک دل پیش او بهتر ز صد شهر و دیار