لغت نامه دهخدا
دیاکودا. [ ک ُ ] ( یونانی، اِ ) دیاقودا. رجوع به دیاقودا شود.
دیاکودا. [ ک ُ ] ( یونانی، اِ ) دیاقودا. رجوع به دیاقودا شود.
( اسم ) شربتی که از پوست خشخاش سازند شربت کوکنار.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 هستهٔ کودا جزئی از کارت گرافیک است که مسئولیت پردازش تصاویر را بر عهده دارد با مقدار اندکی تفاوت دارای پیچیدگی معماری کمتری است اما در مقدار گستردهتری در کارت گرافیک قرار میگیرد بهطور طبیعی پردازندههای معمولی دارای ۲ الی ۱۶ هسته است اما این تعداد در هستههای کودا به عدد ۱۰۰ تا میرسد که عدد قابل توجهی برای یک هسته کارت گرافیک است.
💡 در نتیجه، موومان پایانی، مجموعهای از هفت واریاسیون و یک کودای کوتاه بر روی زمینهای بشّاش است.
💡 بعد از مرگ پدر ۳ خواهر ساچی، یوشینو و چیکا کودا آنها به شهر پدریشان باز میگردند در مراسم مرگ پدرشان آنها در میابند که پدرشان پس از ترک مادرشان و زندگی با زنی دیگر از خود پسر کوچک و دختری به نام سوزو بجا گذاشته سوزو که از مادرش متنفرست تصمیم میگیرد با خواهران بزرگترش که از پدرشان به خاطر خیانت به مادرشان دلگیرند زندگی کند...