لغت نامه دهخدا
دژاگامه. [ دُ / دَ / دِ م َ / م ِ ] ( ص مرکب، اِ مرکب ) زاهد و پرهیزکار. ( برهان ). || خواجه سرا. ( برهان ). || خشم آلود و دژآبادو دژاگام. ( از آنندراج ). غضبناک و خشم آلود. ( ناظم الاطباء ). || بدذات و بدطبع. ( ناظم الاطباء ).
دژاگامه. [ دُ / دَ / دِ م َ / م ِ ] ( ص مرکب، اِ مرکب ) زاهد و پرهیزکار. ( برهان ). || خواجه سرا. ( برهان ). || خشم آلود و دژآبادو دژاگام. ( از آنندراج ). غضبناک و خشم آلود. ( ناظم الاطباء ). || بدذات و بدطبع. ( ناظم الاطباء ).
زاهد و پرهیزگار یا خشم آلود و دژ آباد و دژ اکام.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 در این گامه وضعیتهای موجود در سازمان جهت پیادهسازی طرح مورد بررسی قرار میگیرد. مطالعات روی جنبههای کلیدی مدیریت دانش نظیر انسان (فرهنگ)، سازمان (ساختار) و فن آورانهٔ موجود انجام میگیرد. به این ترتیب، کاستیها و محدودیتهای موجود در هریک از حوزهها در ارتباط با پیادهسازی سامانه مشخص میشود.
💡 پس از انجام گامههای فوق مدیریت دانش در سطح سازمان پیادهسازی میشود و مورد استفاده قرار میگیرد.