دولت باؤنی

دانشنامه اسلامی

[ویکی فقه] باؤنی، در گذشته، دولت اسلام ی کوچکی در بُندیلکهند، از توابع هند مرکزی، و اکنون جزو استان مرکزی (مَدْهیا پرادش) است.
مساحت آن ۳۱۵ کیلومترمربع و جمعیتش، پس از استقلال هند در ۱۹۴۷، بالغ بر ۲۵۶، ۲۵ تن (۱۲ درصد آن مسلمان) بوده است.
حکومت باؤنی
حکمرانان آن اخلاف عمادالملک غازی الدین، نواده آصف جاه، نظام حیدرآباد، بوده اند.
در ۱۱۹۸، غازی الدین، در ازاء دریافت «جاگیر» ی شامل ۵۲ پارچه آبادی (نام باؤنی از کلمة باوَن، به معنای پنجاه و دو، گرفته شده است)، با «مراتهه» ها مصالحه کرد.
بعداً حکومت انگلیسی هند نیز این حق را به رسمیت شناخت و، چون این حکومت در انقلاب ۱۲۷۳/۱۸۵۷، به انگلیسیها وفادار ماند، در ۱۲۷۹/۱۸۶۲ دولت انگلستان به نوّاب آن جا سندی اعطا کرد که به موجب آن استمرار حکومت در خاندان وی تضمین می شد.
در ۱۳۰۱/۱۸۸۴، نوّاب باؤنی، در ازای دادن زمینی برای حفر نهر بِتوا، مبلغی به رسم رایج دریافت کرد.

منابع
دانشنامه جهان اسلام، بنیاد دائرة المعارف اسلامی، برگرفته از مقاله «باؤنی»، شماره۳۹۷.
...

جمله سازی با دولت باؤنی

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 «محیط» زنده شود بعد مرگ گر نشود ظهور دولت حق راست نوبت آغاز

💡 نصیرش ایزد باری ظهیرش دولت عالی بشیرش بخت فرخنده مشیرش میر دین پرور

💡 تا ‌هست بخت و دولت هرگز مباد غایب بخت از بر تو روزی دولت زتو زمانی

💡 دولت وصل و شب هجر تو مشکل کاریست ترک جان کن که به مقصود دل آسان نرسند

💡 وآخر چو وجود سدِّ دولت دیدیم روی از همه عالم به عدم آوردیم

💡 منصب دولت از او شهرت عزت از ما وحشت ما بود از وحشت عنقا در پیش