دواعی استعمال

دانشنامه اسلامی

[ویکی فقه] دواعی استعمال به معنی انگیزه های استعمال لفظ توسط متکلّم است.در اصطلاح نامه اصول، از اصطلاح " دواعی استعمال " معنایی اراده شده که غایت، منفعت و فایده استعمال لفظ در معنا را شامل می شود.
دواعی استعمال، به معنای انگیزه هایی است که متکلم را وادار می کند لفظ را برای افاده معنایی به کار برد.
انگیزه اصلی هر استعمال
به طور کلی، انگیزه اصلی هر استعمالی، تفهیم و تفهم و ایجاد ارتباط با دیگران می باشد. این عنوان کلی بر افراد و مصادیق بی شماری صادق است؛ برای مثال، برخی معتقدند صیغه امر فقط در معنای طلب یا بعث استعمال شده و سایر معانی همچون تهدید، تعجیز و غیره در حقیقت انگیزه های استعمال (دواعی امر) می باشد.
نکته
در این فرهنگ نامه، به تبعیت از اصطلاح نامه اصول، از اصطلاح «دواعی استعمال» معنایی اراده شده که غایت، منفعت و فایده استعمال لفظ در معنا را شامل می شود.
عناوین مرتبط
...

جمله سازی با دواعی استعمال

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 راغـب گـفـتـه: كـلمـه (طـاغـوت ) عـبارت است از هر متجاوز و از هر معبودى به غير خداىتعالى. و اين كلمه هم در يك نفر استعمال مى شود، و هم در جمع و ظاهرا مراد از آن در آيهشريفه بتها و هر معبود طاغى ديگرى است كه به جاى خدا پرستيده شود.

💡 چـيـزى كـه در ايـنـجـا بـايـد اضـافـه كـنـيم اين است: در بعضى از روايات يتيم در معنىوسيعترى استعمال شده و به كسانى كه از امام و پيشواى خود جدا شده اند و صداى حق بهگـوش آنـهـا نـمـى رسـد يـتـيـم اطلاق گرديده است، و اين يكنوع توسعه در مفهوم يتيم واستفاده معنوى از يك حكم مادى است.

💡 از حضرت اميرالمؤ منين عليه السلام منقول است كه برخود بماليد روغن بان، كه آن اماناست از هر دردى، و پيغمبر آنرا استعمال ميفرمودند. و از حضرترسول صلّى اللّه عليه وآله وسلّم منقول است كه هيچ چيز براى بدن، بهتر از روغن زنبقنيست.

💡 گفته می‌شود وجه تسمیه نام «اونار» بدان علت است که در این روستا چندین آسیاب آبی وجود داشته که آثار آن‌ها هنوز هم پا بر جاست و اهالی این روستا و روستاهای اطراف برای آرد کردن گندم خود از این آسیاب‌های آبی استفاده می‌کرده‌اند و چون در زبان ترکی به آرد «اون» گفته می‌شود، استعمال کلمه اوننار (آردها) سبب نامگذاری این روستا بوده‌است.

💡 بعضى ديگر گفته اند: فرقهايى كه ميان اين دو كلمه گذاشته اند اغلبى است، نه كلى، يعنى در بيشتر موارد استعمال ديده مى شود، نه در همه آنها.