دهان گیره
مترادفها
دهانگیره، دهانبند
لغت نامه دهخدا
دهان گیره. [ دَ رَ / رِ ] ( اِ مرکب ) لقمه یا لقمه های مختصری که صبح یا عصر یا بین این دو خورند و آن غیراز غذاهای عادی هر روزه باشد. لهنه. لقمةالصباح. چاشنی بامداد. دهن گیره. زیرقلیانی. ( یادداشت مؤلف ).
فرهنگ فارسی
لقمه یا لقمه های مختصری که صبح یا عصر یا بین این دو خورند.
جمله سازی با دهان گیره
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 گل بشکر باد بگشاید دهان در بامداد سعی باد از بهر گل بنگر چه مشکور آمدست
💡 چاشنی هر دهن را یافتی صائب برو بوسه چندی به رغبت بر دهان یار زن
💡 عاشق ز غم تو کی دهان باز کند هر شکوه که هست اشک غماز کند
💡 در گلستان لطافت نشکفتست گلی ز تو ای سرو قد غنچه دهان رعناتر
💡 چون نای اگر گرفته دهان داردم جهان این دم ز راه چشم همانا برآورم
💡 در برخی از داستانهای تاریخی، شکنجهگران برای جلوگیری از صحبت کردن زندانیان، از یک دهان گیره فلزی و بسیار دردناک استفاده میکردند.
💡 حیواناتی که بسیار وحشی هستند، گاهی اوقات توسط نگهبانان باغ وحش با استفاده از دهان گیره مهار میشوند تا از آسیب دیدن بازدیدکنندگان جلوگیری شود.
💡 نویسنده در توصیف صحنه خشونتآمیز کتاب، به استفاده از دهان گیره برای ساکت کردن شخصیت اصلی اشاره کرد تا تنش داستان افزایش یابد.