لقمه الصباح

لغت نامه دهخدا

( لقمةالصباح ) لقمةالصباح. [ ل ُ م َ تُص ْ ص َ ] ( ع اِ مرکب ) ناشتاشکن. ناهارشکن. زیرقلیانی. ناشتائی. صبحانه. نهارقلیان. دهان گیره. نهاری. دهن گیره. چاشنی بامداد. لهنه. ( زمخشری ).

فرهنگ عمید

( لقمةالصباح ) غذای مختصری که در بامداد بخورند، صبحانه.

فرهنگ فارسی

( اسم ) غذایی مختصر که در بامداد خورند صبحانه ناهار شکن.
ناشتا شکن. صبحانه

جمله سازی با لقمه الصباح

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 جابر مبارک الصباح (به عربی: جابر المبارك الصباح) (زاده ۱۸۶۰ – درگذشته ۵ فوریه ۱۹۱۷) هشتمین حکمران کویت بود. او در سال ۲۸ نوامبر ۱۹۱۵ حکمران کویت شد و در سال ۵ فوریه ۱۹۱۷ درگذشت.

💡 تا کنون اثر مستقلی از این شاعر به زبان فارسی ترجمه نشده‌است اما بخشی از کتاب زیر که به زودی از سوی نشر گلآذین روانه بازار کتاب خواهد شد به شعرهای سعاد الصباح اختصاص دارد.

💡 لاح الصباح المختفی والدیک نادی بالطرب قم فاسقنی ثم اسقنی یا بدر ماء کاللهب

💡 و يا فالق الصباح و يا فاتح النجاح و يامرسل الرياح بكورامع الرواح فينشان بالغيوم

💡 علی الصباح به میخانه خوش روان گشتیم شراب ناب بخوردیم و مست از آن گشتیم

💡 در ادبیات کلاسیک، توصیف لقمه الصباح و آرامش صبحگاهی معمولاً با مفاهیمی همچون تجدید حیات و آغاز دوباره امیدهای تازه همراه است.

💡 او با میل به خوردن لقمه الصباح خود، روز را با انرژی و نشاطی تازه آغاز کرد تا برای کارهای سخت پیش رو آماده باشد.

💡 در برخی فرهنگ‌ها، صرف لقمه الصباح در محیطی آرام و در کنار طبیعت، یکی از لذت‌های کوچک اما بسیار مهم زندگی روزمره محسوب می‌شود.

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران