لغت نامه دهخدا
ده علی جان گرگ. [ دِه ْ ع َ گ ُ ] ( اِخ ) دهی است از بخش پشت آب شهرستان زابل. واقع در 12هزارگزی شمال خاوری بنجار. سکنه آن 145 تن. آب آن از رودخانه هیرمند تأمین می شود. ( ازفرهنگ جغرافیایی ایران ج 8 ).
ده علی جان گرگ. [ دِه ْ ع َ گ ُ ] ( اِخ ) دهی است از بخش پشت آب شهرستان زابل. واقع در 12هزارگزی شمال خاوری بنجار. سکنه آن 145 تن. آب آن از رودخانه هیرمند تأمین می شود. ( ازفرهنگ جغرافیایی ایران ج 8 ).
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 علی ذوالنعم که فیض و عطا غلام درگه او را، ز دست میریزد
💡 یا علی روی دل و دیده ی امید «محیط» جز به دست کرم و درگه احسان تو نیست
💡 ور طعام علی بشوی دو دست گرچه قوتش ز مطبخ احداست
💡 گر از تو کسی علی المثل پرسد از راه فضول طبع انسانی
💡 نیستش ز آفتاب محشر باک هر که جا کرده در لوای علی