دلیل انگیختن
مترادفها
ترغیب کردن، برانگیختن، تحریک کردن
لغت نامه دهخدا
دلیل انگیختن. [ دَ اَ ت َ ] ( مص مرکب ) برهان آوردن. حجت آوردن.
فرهنگ فارسی
( مصدر ) برهان آوردن حجت آوردن.
جمله سازی با دلیل انگیختن
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 خیز و دامن برفشان وحشی که کار دهر نیست جز غبار فتنه و گرد فتور انگیختن
💡 خود قصب پوشی و صد سرو مرصع پوش را میتوان در بزمت از صف نعال انگیختن
💡 چو زیشان کرد یعقوب این سخن گوش ز عذر انگیختن گردید خاموش
💡 نه به خون ما سپاه انگیختن نه ز دیده اشک ماتم ریختن
💡 دوست دشمن بخت بی فرمان فلک نامهربان چون توانم یارب اسباب وصال انگیختن
💡 شکر دانم از هر لب انگیختن گلابی ز هر دیدهای ریختن