لغت نامه دهخدا
دشخوار داشتن. [ دُ خوا / خا ت َ ] ( مص مرکب ) دشوار داشتن. کَراهة. کَرْه. هَرّ. هَریر. ( تاج المصادر بیهقی ). و رجوع به دشخوار شود.
دشخوار داشتن. [ دُ خوا / خا ت َ ] ( مص مرکب ) دشوار داشتن. کَراهة. کَرْه. هَرّ. هَریر. ( تاج المصادر بیهقی ). و رجوع به دشخوار شود.
دشوار داشتن. کراهه.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 ره تاریک مانده روشن شد کار دشخوار بوده آسان گشت