لغت نامه دهخدا
دستک پیاده. [ دَ ت َ دَ / دِ ] ( اِ مرکب ) کسی که برای دریافت مال الاجاره فرستاده می شود. ( ناظم الاطباء ). دستک سوار.
دستک پیاده. [ دَ ت َ دَ / دِ ] ( اِ مرکب ) کسی که برای دریافت مال الاجاره فرستاده می شود. ( ناظم الاطباء ). دستک سوار.
کسی که برای دریافت مال الاجاره فرستاده می شود.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 این گروه تا حدودی با زرههای سبک به همراه نیزه و کمان بودند و قابل مقایسه با پیادهنظام صلیبی نبود..
💡 فرزین شاه بودم بر عرصهٔ مراد و امروز از تراجع دولت پیادهام
💡 شده است بنده شایستهام پیاده روان تو با کمیت سبک سیر میکنی جولان
💡 در ره اشتیاق تو من که زپا در آمدم حال پیاده باز پرس ای که سوار توسنی
💡 – میتوان این سیستم نما را برای ساختمانهای کوچک یا بزرگ پیادهسازی نمود.
💡 تو را کوه پیکر هیون میبرد پیاده چه دانی که خون میخورد؟