دستو رنجین

لغت نامه دهخدا

دستورنجین. [ دَ رَ ] ( اِ مرکب ) دستاورنجن. دست بند. دستینه. سوار. دستوار. دستورجن. دستورنجن: دستورنجین و گوشواره و آنچه داشت او را داد. ( اسکندرنامه نسخه سعید نفیسی ).

فرهنگ فارسی

دستاورنجن. دست بند. دستینه

جمله سازی با دستو رنجین

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 ابراهيم عليه السلام فرزند را به منى (محل قربانگاه ) آورد و كارد را تيز كرده و دستو پاى اسماعيل را بست و روى او را بر خاك نهاد، ولى از نگاه كردن به او خود دارى مىكرد و سرا را به سوى آسمان بلند مى كرد، آنگاه كارد را بر گلويش نهاد و به حركتدرآورد، اما مشاهده كرد كه لبه كارد برگشت و كند شد. تا چند مرتبه اين مساءله تكرارشد كه نداى آسمانى آمد:

💡 خدا لعنت كند كسى را كه ترا به قتل رساند و خدا لعنت كند كسى را كه حق ترا ندانست وحرمتت را شكست و خدا لعنت كند كسى را كه بين تو و آب فراتحايل گرديد (و ترا از آب رسانيدن به تشنگان حرم حسين منع كرد). گواهى مى دهم كهتو مظلوم كشته شدى و خدا آنچه را كه (به شهيدان راه حق ) وعده داده محققا به تو عطا مىكند. اى فرزند امير المؤ منين، من به زيارت شما آمده ام در حالى كه قلبم تسليم وتابع فرمان شما و خود پيرو شما مى باشم و براى يارى شما مهيا هستم تا هنگامى كهفرمان و حكم خدا (به ظهور سلطنت شما) فرا رسد كه او بهترين حكم كنندگان است. پسمن با شما هستم و با تمام قواى خود با شما هستم نه با دشمنان شما. من به شما (خاندانرسالت و امامت ) ايمان دارم و به بازگشت شما نيز ايمان دارم و نسبت به دين و آئيندشمنان و مخالفان شما و قاتلان شما از كافران منكرانم. خدا بكشد امتى را كه به دستو زبان شما را كشتند (و به شما ظلم و بيداد كردند).

خویش یعنی چه؟
خویش یعنی چه؟
نجورسن یعنی چه؟
نجورسن یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز