لغت نامه دهخدا
دست گزای. [ دَ گ َ ] ( نف مرکب ) گزنده دست. گزاینده دست.
دست گزای. [ دَ گ َ ] ( نف مرکب ) گزنده دست. گزاینده دست.
گزند. دست. گزاینده دست
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 صد طعنه ز هر گدای می خوردم من صد شربت جان گزای می خوردم من