لغت نامه دهخدا
دست بوسان. [ دَ ] ( ق مرکب ) در حالت دست بوسی. || ( اِ مرکب ) رسم دیدار داماد از پدرزن چند روز پس از عروسی. زیارت اول بیوک، ولی یا پدرو مادر داماد را. زیارت داماد بار اول پس از زفاف پدر و مادر یا ولی عروس را. ( یادداشت مرحوم دهخدا ).
دست بوسان. [ دَ ] ( ق مرکب ) در حالت دست بوسی. || ( اِ مرکب ) رسم دیدار داماد از پدرزن چند روز پس از عروسی. زیارت اول بیوک، ولی یا پدرو مادر داماد را. زیارت داماد بار اول پس از زفاف پدر و مادر یا ولی عروس را. ( یادداشت مرحوم دهخدا ).
در حالت دست بوسی رسم دیدار داماد از پدر زن چند روز پس از عروسی.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 او فارغالتحصیل رشته هنرهای نمایشی است. وی در ۱۵ مارس ۲۰۰۸، با یک وکیل اهل بوسان ازدواج کرد.
💡 از باشگاههایی که در آن بازی کردهاست میتوان به باشگاه ورزشی سن لورنسو آلماگرو، باشگاه فوتبال بوسان ایپارک، و باشگاه فوتبال تولوز اشاره کرد.
💡 او در بازیهای آسیایی 2002 بوسان که تیم ملی زیر 23 سال تحت هدایت برانکو ایوانکویچ که همزمان مربی تیم بزرگسالان و تیم امید ایران بود، لطفی به همراه این تیم توانست قهرمان این سری از مسابقات آسیایی را بهدست آورد.
💡 بندرهای مهم کرهٔ جنوبی عبارتاند از: بوسان در ساحل دریای ژاپن و اینچئون در ساحل دریای زرد.
💡 از باشگاههایی که در آن بازی کردهاست میتوان به باشگاه فوتبال سیدنی، بوسان ایپارک، و باشگاه فوتبال آدلاید یونایتد اشاره کرد.