دست افکن

لغت نامه دهخدا

دست افکن. [ دَ اَ ک َ ] ( نف مرکب، اِ مرکب ) دست افکننده. دست افگن. || کنایه ازخادم و خدمتکار. ( برهان ) ( انجمن آرا ). خادم و پرستار. ( آنندراج ). خدمتکار. ( ناظم الاطباء ). پاکار. ( برهان ). || کنایه از عاجز و ناتوان. ( برهان ) ( از انجمن آرا ). مغلوب و زبون. ( آنندراج ). || کنایه از یادگار. ( انجمن آرا ). یادگار و نشان که از دست گذارند چون تصویر و خط و جز آن. ( آنندراج ).

فرهنگ فارسی

دست افکننده دست افگن

جمله سازی با دست افکن

💡 ویسموت کارل مارکس اشتات بعد نیمه تمام ماندن بازی حذفی برابر گواردیا ورشو به دلیل قطع برق نور افکن‌ها پس از تساوی ۱-۱ بعد ۱۰۰ دقیقه تلاش با قرعه پرتاب سکه به مرحله یک هشتم نهایی راه یافت.

💡 به برق ناله آتش در بهار رنگ و بو افکن چو شبنم آبرویی نیست اینجا چشم‌گریان را

💡 توپولف تی‌بی-۳ (روسی: Тяжёлый Бомбардировщик) یک بمب افکن سنگین بود که در خلال دهه ۳۰ میلادی و در طول جنگ جهانی دوم در نیروی هوایی اتحاد جماهیر شوروی به کار گرفته می‌شد.

💡 بر افکن پرده از حیرت، چو عرفی بی زبانم کن چرا بسیار می کوشی در اثبات گناه من

💡 برگه ۱۹ غسل تعمید آتش خود را در جنگ داخلی اسپانیا انجام داد، جایی که ستون اصلی ناوگان بمب افکن نیروی هوایی جمهوری‌خواه اسپانیا (دولت) بود.

💡 چه دام است این که بخت افکند کان آهوی شیر افکن به یک‌دم صید گفتارم چنان آمد که من خواهم

فوت جاب یعنی چه؟
فوت جاب یعنی چه؟
معشوق یعنی چه؟
معشوق یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز