لغت نامه دهخدا
دخت مریم. [ دُ ت ِ م َ ی َ ] ( اِ مرکب ) پوست درخت سنبهالوه چهال. سنبالوکی. ( فهرست مخزن الادویة ).
دخت مریم. [ دُ ت ِ م َ ی َ ] ( اِ مرکب ) پوست درخت سنبهالوه چهال. سنبالوکی. ( فهرست مخزن الادویة ).
پوست درخت سنبهالوه چهال
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 و خدای عزّ وجل زنی را این کرامت داد و به درجهٔ مریم رسانید.
💡 دلیل دوم این است که مقایسهٔ مریم و فاطمه زهرا بستگی به انواع مختلفی از منابع دارد.
💡 یا دم این عیسی مریم تو داری در نفس یا کف موسی عمران را تو داری در جبین
💡 ما که امروز گرانان جهانیم اینیم که سبک روحتر از عیسی مریم بودیم
💡 همچنین باغ جتسیمانی محلی است که مریم در آن مدفون گشتهاست.
💡 از مریمخانم چهار پسر به جا ماند که بزرگترین آنها یعنی محمودمیرزا از دیگران موفقتر بود.