دانش مزی

لغت نامه دهخدا

دانش مزی. [ ن ِ م َ ] ( حامص مرکب ) مزیدن دانش. تحصیل دانش. آموختن علم. منظور دانشوریست چه مزیدن مکیدنست، گویا او از دانش پرورده شده است:
زاهدی در غزنی از دانش مزی
بد محمد نام و کُنیت سررزی
بود افطارش سر رز هر شبی
هفت سال اودایم اندر مطلبی.مولوی.

فرهنگ فارسی

مزیدن دانش

جمله سازی با دانش مزی

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 نپنداری که دانش از میان رفت وجودش سوی اقلیم عدم شد

💡 ولی از تو انسانِ دانش‌پژوه تَجاهُل بدین حد خوش‌آهنگ نیست

💡 براه دانش ای مرد خردمند زیانی برتر از تن پروری نیست

💡 دانش نفست نه کار سرسریست گر بحق دانا شوی دانی که چیست

💡 گر پری از دانش خاموش باش ترک زبان گوی و همه گوی باش

💡 در ایام فرخ قباد گزین پر از دانش و داد کردی زمین

جوجو یعنی چه؟
جوجو یعنی چه؟
دلخ یعنی چه؟
دلخ یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز