دام طراز

لغت نامه دهخدا

دام طراز. [ طِ ] ( نف مرکب )طرازنده دام. آراینده دام. || دامدار. ( ناظم الاطباء ). تعبیه کننده آلت شکار. صیاد. || منصوبه باز. || رایزن. ( ناظم الاطباء ). || مجازاً مکار. دغاباز. عیّار. فریبنده. گربز. حیله گر. محیل. ج، دام طرازان. ( از آنندراج ). || اختراع کننده و مدبر. ( ناظم الاطباء ).

فرهنگ فارسی

طرازند. دام

جمله سازی با دام طراز

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 دارد از جود دو دستت‌آرزو یکدست فرش تا طراز بزمگاه و زینت ایوان‌کند

💡 این روستا در دهستان طراز ناهید قرار دارد و براساس سرشماری مرکز آمار ایران در سال ۱۳۸۵، جمعیت آن ۳۳ نفر (۸خانوار) بوده‌است.

💡 فرایض و سُنَن آراسته به‌ طاعت توست که طاعت تو طراز فرایض و سُنَن است

💡 149-خطابه زينب كبرى پشتوانه انقلاب امام حسين عليه السلام: صفحات 55 -57،اثر دانشمند محترم محمد مقيمى از انتشارات سعدى، بهنقل از طراز المذهب: صفحه 32و 22.

💡 گرچه استفاده از لغت عظمی بعد از آیت‌الله صرفاً اختصاص به مراجع طراز اول ندارد و یک صفت تکریمی است. «به معنای بزرگتر».

💡 به قد هر که برد تیغ هجران خلعت دردی سرشک لعل من آن را طراز آستین گردد

حروف الفبا یعنی چه؟
حروف الفبا یعنی چه؟
اگزجره یعنی چه؟
اگزجره یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز