لغت نامه دهخدا
داشگه سنگ. [ گ َ / گ ِ س َ ] ( اِخ ) نام دهی واقع در 48هزارگزی شمال غربی مراغه و بدانجا مرمرهای بسیار مشهور و رنگارنگ یافت شود. ( جغرافیای سیاسی کیهان ص 173 ).
داشگه سنگ. [ گ َ / گ ِ س َ ] ( اِخ ) نام دهی واقع در 48هزارگزی شمال غربی مراغه و بدانجا مرمرهای بسیار مشهور و رنگارنگ یافت شود. ( جغرافیای سیاسی کیهان ص 173 ).
نام دهی واقع در ۴۸ هزار گزی شمار غربی مراغه و بدانجا مرمر های بسیار مشهور و رنگارنگ یافت شود
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 با گرانجانی به معراج هنر نتوان رسید سخت دشوارست سیر عالم بالابه سنگ
💡 من شیشهٔ خود بر سر کوی تو شکستم کز سنگ تو بیرون نتوان برد سبویی
💡 از غایت سنگ و کرم و حلم که او راست آهسته نمایند بر او همچو سبکبار
💡 سیل بی زنهار رحمت کو، که چون سنگ نشان روزگاری شد که در دامان صحرا مانده ایم
💡 از سنگ جور چون پردش طایری ز بام من شکر از شکستگی بال و پر کنم
💡 فراق را دلی از سنگ سختتر باید کدام صبر که بر میکنی دل از دلدار؟