لغت نامه دهخدا
دازی رومی. [ ی ِ ] ( اِ مرکب ) قسمی ازهیوفاریقون است. نار قیصر. ( از تحفه حکیم مؤمن ).
دازی رومی. [ ی ِ ] ( اِ مرکب ) قسمی ازهیوفاریقون است. نار قیصر. ( از تحفه حکیم مؤمن ).
قسمی از هیو فاریقون است
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 به رویم بسته درها را گشاید دو بیت از پیر رومی یا ز جامی
💡 ختن و روم ترا بخشم از آغاز چنانک ترک رومی بدن و ماه ختن سیمایی
💡 رومی و هندی و عجم و پارسی و ترک شیر و غزال و دام و دد و گوسفند و گرگ
💡 چو خسرو به رومی جهان تنگ کرد دگر ره سوی مصر آهنگ کرد
💡 همی گفت هرکس که بد روزگار که از رومیان کم شود شهریار
💡 بلیساریوس، سردار رومی در مورد نیروهای پیادهنظام ساسانیان میگوید: