دارو اب
لغت نامه دهخدا
( داروآب ) داروآب. ( اِ مرکب ) آبی که در آن داروهای مفید باشد. آب گرم معدنی: گفت پریان را بخوان تا مرا بداروآب برند... ( اسکندرنامه منثور نسخه سعید نفیسی ).
فرهنگ فارسی
( دارو آب ) آبی که در آن دارو های مفید باشد
جمله سازی با دارو اب
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 معاون غذا و داروی وزارت بهداشت در این زمینه اظهار داشت: از همهٔ نمونههای مورد بحث، آزمایش گرفته شد و سلامت آبهای معدنی معلوم شد.
💡 یارا قدحی پر کن از آن داروی مستی تا از سر صوفی برود علت هستی
💡 استفاده همهگیر فیلمهای ریورسال موجب به وجود آمدن داروی واحدی به نام ئی-۶ گردید. فعلاً تقریباً تمامی فیلمهای ریورسال رنگی با این دارو قابل ظهور هستند.
💡 طبیبی دید کوری را نمودش داروی دیده بگفتش سرمه ساز این را برای نور بینایی
💡 این دارو در سال ۱۹۶۵ ثبت اختراع شد و در سال ۱۹۷۷ مورد استفاده پزشکی قرار گرفت.
💡 دردم آنست که بیمار کسی گشت دلم که ازو داروی بیمار بدستم نامد