دادر اندر
لغت نامه دهخدا
دادراندر. [ دَ اَ دَ ] ( اِ مرکب ) نابرادری. برادر ناتنی. ( شعوری ج 1 ورق 411 ).
فرهنگ فارسی
نا برادری
جمله سازی با دادر اندر
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 728 - امام صادق عليه السلام درباره گفتار خداىعزوجل كه مى فرمايد: (همانا پروردگار تو در كمينگاه است ) (153) فرمود: پلىبر صراط وجود دادر كه هر بنده اى كه ستمى نموده است از آن نمى تواند گذر كند.
💡 تلخ خواهی کرد بر ما عمر ما کی برین میدارد ای دادر ترا
💡 آن ضیاء دلق خوش الهام بود دادر آن تاج شیخ اسلام بود
💡 در روستای گارنی که در کوههای سر به فلک کشیده قرار دادر و زمانی شکارگاه خسرو پرویز بود با کمک مارکو گریگوریان کارگاه فرشبافی تأسیس گردید که طرحهای فرش جدید او را که الهام گرفته از نقشهای شوش و اورارتو است میبافند و بهطور کلی با نقشهای فرش ارمنی متفاوتند. برای او این فعالیت جدای از کارهای نقاشی و آثار تجسمی اوست.
💡 بیشتر مردم جامو و کشمیر به زبانهای کشمیری، اردو، دوگری، پاهاری، بالتی، لاداکی، پنجابی، گوجری، و دادری صحبت میکنند. اما زبان اردو با الفبای اردو زبان اداری این ایالت است و اغلب مردم به زبانهای هندی و انگلیسی بهعنوان زبان دوم تکلم میکنند.