داد بردن

داد بردن

«داد بردن» در زبان فارسی به معنای دادخواهی کردن و شکایت بردن نزد فرد یا مرجع دیگری برای گرفتن حق است. این عبارت زمانی به کار می‌رود که شخصی از ظلم، بی‌عدالتی یا حقی که از او ضایع شده است ناراضی باشد و برای رسیدگی به آن به مقام بالاتر مراجعه کند. در گذشته، مردم برای حل اختلاف‌ها و گرفتن حق خود، داد را نزد حاکم، قاضی یا فرد صاحب اختیار می‌بردند. بنابراین «داد بردن» به معنای مطرح کردن شکایت به منظور رسیدن به عدالت و احقاق حق است. این اصطلاح بیشتر در متون قدیم و شعرهای فارسی دیده می‌شود و بار معنایی حقوقی دارد. کاربرد آن نشان‌دهندهٔ تلاش فرد برای دفاع از حق خود در برابر ظلم یا ستم است. گاهی این عبارت به صورت «داد بردن از کسی» به کار می‌رود که به معنای شکایت کردن از آن شخص است. در واقع، مفهوم اصلی آن انتقال موضوع اختلاف به مرجعی برای رسیدگی و قضاوت است. این واژه در فرهنگ‌های لغت به معنای دادخواهی و طرح شکایت تعریف شده است.

مترادف‌ها

فریاد زدن، داد و فریاد کردن، اعتراض کردن

لغت نامه دهخدا

داد بردن. [ ب ُ دَ ] ( مص مرکب ) (... از کسی )، دادخواهی کردن از او نزد دیگری:
دل من بستدی چه دانم کرد
هم بخواجه برم ز دست تو داد.فرخی.

فرهنگ فارسی

داد خواهی کردن از او نزد دیگری

جمله سازی با داد بردن

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 او از شدت خشم و ناامیدی، شروع به داد بردن کرد تا شاید کسی صدای او را بشنود و بتواند در آن موقعیت دشوار کمکش کند.

💡 در میان جمعیت پرهیاهو، تلاش برای داد بردن و شنیده شدن پیام‌های مهم بسیار دشوار است و نیاز به ابزارهای صوتی مخصوص دارد.

💡 هیچ‌گاه نباید در بحث‌های منطقی با داد بردن سعی در پیروزی کرد، زیرا این کار تنها نشان‌دهنده ضعف استدلال و عدم کنترل بر احساسات است.

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران