«داد بردن» در زبان فارسی به معنای دادخواهی کردن و شکایت بردن نزد فرد یا مرجع دیگری برای گرفتن حق است. این عبارت زمانی به کار میرود که شخصی از ظلم، بیعدالتی یا حقی که از او ضایع شده است ناراضی باشد و برای رسیدگی به آن به مقام بالاتر مراجعه کند. در گذشته، مردم برای حل اختلافها و گرفتن حق خود، داد را نزد حاکم، قاضی یا فرد صاحب اختیار میبردند. بنابراین «داد بردن» به معنای مطرح کردن شکایت به منظور رسیدن به عدالت و احقاق حق است. این اصطلاح بیشتر در متون قدیم و شعرهای فارسی دیده میشود و بار معنایی حقوقی دارد. کاربرد آن نشاندهندهٔ تلاش فرد برای دفاع از حق خود در برابر ظلم یا ستم است. گاهی این عبارت به صورت «داد بردن از کسی» به کار میرود که به معنای شکایت کردن از آن شخص است. در واقع، مفهوم اصلی آن انتقال موضوع اختلاف به مرجعی برای رسیدگی و قضاوت است. این واژه در فرهنگهای لغت به معنای دادخواهی و طرح شکایت تعریف شده است.
داد بردن
لغت نامه دهخدا
داد بردن. [ ب ُ دَ ] ( مص مرکب ) (... از کسی )، دادخواهی کردن از او نزد دیگری:
دل من بستدی چه دانم کرد
هم بخواجه برم ز دست تو داد.فرخی.
فرهنگ فارسی
داد خواهی کردن از او نزد دیگری