لغت نامه دهخدا
خیمه پشمین. [ خ َ / خ ِ م َ / م ِ ی ِ پ َ ] ( ترکیب وصفی ) خیمه ای که از پشم سازند، خباء. ( یادداشت مؤلف ).
خیمه پشمین. [ خ َ / خ ِ م َ / م ِ ی ِ پ َ ] ( ترکیب وصفی ) خیمه ای که از پشم سازند، خباء. ( یادداشت مؤلف ).
خیمه ای که از پشم سازند خبائ
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 نازم بر آن کس تر و پشمین که گاه وضع در یک شکم امین مکرر نهاده بار
💡 اهلی ببوی عافیت چونگل قبای خسروی خاری بهرسو میخورد از خرقه پشمین تو
💡 ولیکن به وقت ضرورت به پشمین قناعت کند صاحب اطلس و خز
💡 خرقه پشمین چو به عاشق غمدیده را کرده ام از غم به بر خرقه پشمین چو به
💡 پرده بینش نگردد موشکافان رالباس همچو شیادان نهان در خرقه پشمین مباش
💡 نسیم پیرهن یوسف از تهیدستی خجل ز نافه پشمین قبای درویشی است