لغت نامه دهخدا
خیمه زنگاری. [ خ َ / خ ِ م َ / م ِ ی ِ زَ ] ( ترکیب وصفی، اِ مرکب ) کنایه از آسمان. ( ناظم الاطباء ) ( برهان قاطع ).
خیمه زنگاری. [ خ َ / خ ِ م َ / م ِ ی ِ زَ ] ( ترکیب وصفی، اِ مرکب ) کنایه از آسمان. ( ناظم الاطباء ) ( برهان قاطع ).
کنایه از آسمان
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 لفظ شعری طلعتان شعر او در عین لطف جعد زنگاری خطان حرف او در پیچ و تاب
💡 آرزویی کرد گردون کین گل اقبال را پیچید اندر اطلس زنگاری خود غنچه وار
💡 در تار و پود دیبه زنگاری کی برکشیده لؤلؤ مکنون را
💡 چو غنچه روی نمود از نقاب زنگاری ز بلبلان چمن ناله حزین برخاست
💡 ز کلک حسن و ملاحت بخط زنگاری نوشته مصحف رویت دو صد کتاب تجلی
💡 کارو کردار تو ای گنبد زنگاری نه همی بینم جز مکرو ستمگاری