لغت نامه دهخدا
خیرخواستن. [ خ َ خوا / خا ت َ ] ( مص مرکب ) نیک خواستن. طلب خیر برای کسی کردن. ( یادداشت مؤلف ). || استفاضة. ( یادداشت مؤلف ).
خیرخواستن. [ خ َ خوا / خا ت َ ] ( مص مرکب ) نیک خواستن. طلب خیر برای کسی کردن. ( یادداشت مؤلف ). || استفاضة. ( یادداشت مؤلف ).
نیک خواستن طلب خیر برای کسی کردن
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 و در جواب دختر پيامبر صلى الله عليه و آله در حالى كه به در خانه آنها نيز براىيارى خواستن تشريف مى برد، مى گفتند: ما با اين مرد بيعت كرديم و كار از كار گذشت.
💡 پس توبه آن است كه انسان به توفيق الهى به مقام غفاريت حق تعالى پناه برد وحالت استغفار و آمرزش خواستن واقعى را تحصيل كند،(818) ودل خود را از گناه بشويد و بر ترك آنچه از او رفته است عزم نمايد و تلافى و تداركتقصير گذشته كند و از دورى ساحت ربوبى به نزديكى بازآيد.(819)
💡 روايت شده: اميرالمؤمين عليه السلام امام حسن عليه السلام و چند نفر از اصحابش رابراى يارى خواستن به همراه نامه اى به سوى كوفه فرستاد.
💡 5 يارى خواستن. گاهى انسان در دنيا به خدمتكاران و زيردستان خود كمك كرده و يافريادرس ديگران بوده و يا به يارى ديگران دلبسته بوده است، امّا در قيامت هرگزچنين نيست و هيچ كس نمى تواند به نياز زير دست و فرو دست خود پاسخ دهد. يَومَلايُغنِى مَولىً عَن مَولىً شَيئاً(475)