لغت نامه دهخدا
خیال بکر. [ خ َ / خیا ل ِ ب ِ ] ( ترکیب وصفی، اِ مرکب ) خیال تازه. ( لغت محلی شوشتر نسخه خطی ). خیال بدیع. خیال نو. اندیشه و گمانی که دیگران نکرده اند.
خیال بکر. [ خ َ / خیا ل ِ ب ِ ] ( ترکیب وصفی، اِ مرکب ) خیال تازه. ( لغت محلی شوشتر نسخه خطی ). خیال بدیع. خیال نو. اندیشه و گمانی که دیگران نکرده اند.
خیال تازه خیال بدیع
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 عقل ار همه بنگارد، نقشت به خیال آرد، کی تاب رخت دارد؟ آخر چه خیال است این؟
💡 فرخی چندیست ما هم در پی صید عوام روز تا شب در خیال سبحه و سجادهایم
💡 «راهی پیدا کن» بهبهترین شکل مهارت شاعری خیالپردازانهٔ موریسون را خلاصه میکند، یک توصیه در مورد یک موضوع ضروری: گذرگاهی به سمت دیگر باز کن.
💡 از شراب عشق جانان جان ما چون گشت مست از خیال زهد و هشیاری دلم بیزار شد
💡 با خیال بار عاشق شب به عمر خود نخفت شمع چندانی که بودش زندگی بیدار زیست
💡 نیل مک کورمیک که برای روزنامه دیلی تلگراف مینویسد، پنج ستاره کامل از پنج امتیاز را به کنسرت داد و نام آن را «یک خیال فرار از مبل» و «بهترین پخش زنده سال» گذاشت.