لغت نامه دهخدا
خوش کرداری. [ خوَش ْ / خُش ْ ک ِ ]( حامص مرکب ) خوش عملی. خوش رفتاری. مقابل بدکرداری.
خوش کرداری. [ خوَش ْ / خُش ْ ک ِ ]( حامص مرکب ) خوش عملی. خوش رفتاری. مقابل بدکرداری.
خوش عملی خوش رفتاری
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 به نام نیک در عالم بمان از نیکویی بر خود که نیکی را بود لاشک جزای نیک کرداری
💡 ورای عشق محالم نمود کرداری وگر رود دل و دینم نگردم از کردار
💡 زنده کرد آن جمله فردوسی به الفاظ دری اینت کرداری شگرف و اینت گفتاری متین
💡 نیست کرداری که از ما دستگیر ما شود دست امیدی به دامان کرم داریم ما
💡 ما خداوند تو را خانهٔ گفتاریم گر تو او را، فلکا، خانهٔ کرداری
💡 چه کنی پرسش تاریخ حوادث، پروین ورقی چند سیه گشته ز کرداری چند