لغت نامه دهخدا
خوش مطلعی. [ خوَش ْ / خُش ْ م َ ل َ ] ( حامص مرکب ) خوش آغازی کلام. حسن مطلع.
خوش مطلعی. [ خوَش ْ / خُش ْ م َ ل َ ] ( حامص مرکب ) خوش آغازی کلام. حسن مطلع.
خوش آغازی کلام حسن مطلع
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 من که باشم تا توانم مدح سنج او شدن خامه ام را مطلعی گردید جاری بر زبان
💡 سرزد از جوش بهار طبع رنگین مطلعی از نهال خامه ام ناهیدگل از شاخسار
💡 آفتاب مدحتش را مطلعی رو داده است کز ویم در دل جوان شد ذوق مدحت گستری
💡 سحر ز شرم رخت مطلعی به تاب رساندم زمین خانهٔ خورشید را به آب رساندم
💡 تا چو خورشید درخشان مطلعی رنگین کنی از شفق صد کاسه خوناب می باید کشید