لغت نامه دهخدا
خوش مزاح. [ خوَش ْ / خُش ْ م ِ ] ( ص مرکب ) ملیح. شوخ. خوشمزه. خوش گو:
سوزنی خوش طبع بادا با ملیح خوش مزاح
خدمت جان ترا از جان و از دل خواستار.سوزنی.
خوش مزاح. [ خوَش ْ / خُش ْ م ِ ] ( ص مرکب ) ملیح. شوخ. خوشمزه. خوش گو:
سوزنی خوش طبع بادا با ملیح خوش مزاح
خدمت جان ترا از جان و از دل خواستار.سوزنی.
ملیح شوخ خوشمزه
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 با یکی مزاح و دو خنیاگر و سه تا حریف دوش نزدیک من آمد آن پسر وقت سحر
💡 دل آیینه است کلفت جد زنگ آیینه آن زنگ را چه امکان صیقل بود مزاح
💡 وحُسن اخلاقش به نهايت و غايت رسيده بود تاجائى كه دشمنانش نسبت مزاح وشوخى بهاو مى دادند.(234)
💡 از حضرت صادق (عليه السّلام )منقول است كه هيچ مؤ منى نيست مگر آنكه در او مزاح وخوشطبعى مى باشد.
💡 ز تسخیر مزاح سرکش او عاجزم ور نه به تردستی شعله را با خار می بندم
💡 (حبيب بن مظاهر)، اين صحابى پيرو پاكدل، شوخى و مزاح مى كند. يكى از ياران امام،مى گويد: