لغت نامه دهخدا
خوش لباسی. [ خوَش ْ / خُش ْ ل ِ ] ( حامص مرکب ) حالت خوش لباس.
خوش لباسی. [ خوَش ْ / خُش ْ ل ِ ] ( حامص مرکب ) حالت خوش لباس.
حالت خوش لباس نیکو جامگی.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 دختران نوجوان روستا با استفاده از دو تکه چوب عروسکی ساخته و لباسی از پارچههای رنگی بر تن آن عروسک میپوشانند و برای آن سربندی درست میکنند.
💡 گر دل خود زنده خواهی خاکساری پیشه کن به ز خاکستر لباسی نیست آتشپاره را
💡 امروزه ما طاعون را با لباسی که شبیه به پرندگان است به یاد میآوریم.
💡 دیده ای یا رب عطا فرما که باشد حق شناس تا شناسد هر لباسی پوشد آن عیار را
💡 خجل ز رهزن این وادیم که در همه عالم چو گردباد لباسی به جز غبار ندارم
💡 گذشته از یونیفورمهای استاندارد هر واحد که از سازمانهای اجرای قانون خود تبعیت میکند، اعضای سوات معمولاً لباسی شبیه به لباس ابزار دارند که تفاوت اصلی آن با لباس ابزار در رنگ آن پدیدار میگردد.