لغت نامه دهخدا
خوش قامتی. [ خوَش ْ/ خُش ْ م َ ] ( حامص مرکب ) خوش قوارگی. خوش قدوبالایی.
خوش قامتی. [ خوَش ْ/ خُش ْ م َ ] ( حامص مرکب ) خوش قوارگی. خوش قدوبالایی.
خوش قوارگی خوش قد و بالایی
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 جواد قامتی بازیگر فیلم در مصاحبه خود با سلام سینما، سختی کار در این فیلم را به دوران سربازی شبیه میداند
💡 مده ز دست لب جوی و قامتی دلجوی به گوش جان من از گفته سروش آمد
💡 قدیکه سر بسر آن خم نکرد در همه عمر بپای بوس سهی قامتی خمید آخر
💡 وقت نماز حاجتم هست حدیث قامتش گر به خلاف این تو را هست بیار قامتی
💡 زبن قامتی که حلقهٔ تسلیم بیخودیست دامی فکندهایم به راه نگاه او