لغت نامه دهخدا
خوش طالعی. [ خوَش ْ / خُش ْ ل ِ ] ( حامص مرکب ) خوش اقبالی. خوشبختی.
خوش طالعی. [ خوَش ْ / خُش ْ ل ِ ] ( حامص مرکب ) خوش اقبالی. خوشبختی.
خوش اقبالی خوشبختی
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 طالعی دارم که چرخ بیمروت همچو شمع شام پیش از دیگر آگه از سحر گرداندم
💡 محمود باد عاقبت او چو نام من با طالعی خجستهتر از طلعت ایاز
💡 ز بهر خویش چنان طالعی نداند ساخت که ساخته است ز بهر تو ایزد داور
💡 طالعی کو که گشایم در گلزار ترا؟ مغرب بوسه کنم مشرق گفتار ترا
💡 چون صدف طالعی از عقده مشکل دارم که اگر آب خورم آبله دل گردد
💡 اقبال قاصدی که رسد از جنابِ دوست فرخنده طالعی که ببوسم خطابِ دوست