لغت نامه دهخدا
خوش رقصی کردن. [ خوَش ْ / خُش ْ رَ ک َ دَ ] ( مص مرکب ) چاپلوسی کردن. خودشیرینی کردن. تملق گفتن. ( یادداشت مؤلف ).
خوش رقصی کردن. [ خوَش ْ / خُش ْ رَ ک َ دَ ] ( مص مرکب ) چاپلوسی کردن. خودشیرینی کردن. تملق گفتن. ( یادداشت مؤلف ).
چاپلوسی کردن خود شیرینی کردن
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 بزن دستی و رقصی کن ز عشق آن خداوندان که چون بوسی از او یابی کند آفت کنار ای دل
💡 موریس بژار با همکاری هنرمندان ایرانی رقصی را طراحی کرد که در تخت جمشید در جشنهای ۲۵۰۰ ساله شاهنشاهی ایران به اجرا درآمد.
💡 رقصی است سریع و مهیج با ریتم رقص قایتاغی که ملودی رقص در اواخر قرن گذشته در منطقه شکی آفریده شدهاست.
💡 سرِ زلفش که به تحریکِ صبا رقصی داشت هر قدم طَبلهٔ مُشکی به سرِ توده شکست
💡 ملودی رقصی است که در قره داغ آفریده شدهاست. در شکی و زاکاتالا بسیار مرسوم است. سرعت اجرای آن آرام است.
💡 رقص بر شعرِ تر و نالهٔ نِی خوش باشد خاصه رقصی که در آن دستِ نگاری گیرند