لغت نامه دهخدا
( خوش آب ورنگی ) خوش آب ورنگی. [ خوَش ْ / خُش ْ ب ُ رَ ] ( حامص مرکب ) حالت سرخ و سفیدی چهره. رنگ پوست بدن مناسب داشتگی.
( خوش آب ورنگی ) خوش آب ورنگی. [ خوَش ْ / خُش ْ ب ُ رَ ] ( حامص مرکب ) حالت سرخ و سفیدی چهره. رنگ پوست بدن مناسب داشتگی.
( خوش آب و رنگی ) حالت سرخ و سفیدی چهره رنگ پوست بدن مناسب داشتگی.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 برخی معتقدند نام خورس دارای منشأ ایرانی است و برگرفته از زبان سکایی باستان است و بر این نظرند که خورس از واژهٔ فارسی «خورشید» گرفته شده است. همچنین از این واژه کلماتی شامل خراسان و احتمالاً خوارزم به معنی «سرزمینی که خورشید در آن طلوع میکند» مشتق شده است. عدهای دیگر نیز عقیده دارند خورس ریشهٔ ترکی دارد. سرچشمهٔ این اعتقاد ریشه در دوران حکومت ولادیمیر کبیر دارد، که قلمرو روس صرفاً در اشغال اسلاوها نبود. آمیزهای از قومهای گوناگون وجود داشت که ورنگیان و بسیاری از قبایل فینو-اویغوری و ترک را در بر میگرفت. مردمانی ایرانی تبار نیز از این منطقه گذشته بودند.