لغت نامه دهخدا
خورسند گشتن. [ خوَرْ / خُرْ س َ گ َ ت َ ] ( مص مرکب ) خرسند گشتن. شاد گردیدن. شاد شدن.خورسند شدن: نیکوداشتها بهر روز بزیادت بود و امیر نیز لختی خورسندتر گشت و در شراب خوردن آمد. ( تاریخ بیهقی ). || قانع و راضی گشتن.
خورسند گشتن. [ خوَرْ / خُرْ س َ گ َ ت َ ] ( مص مرکب ) خرسند گشتن. شاد گردیدن. شاد شدن.خورسند شدن: نیکوداشتها بهر روز بزیادت بود و امیر نیز لختی خورسندتر گشت و در شراب خوردن آمد. ( تاریخ بیهقی ). || قانع و راضی گشتن.
خرسند گشتن شاد گردیدن
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 تلمبه حسین اناری یک منطقهٔ مسکونی در ایران است که در دهستان خورسند واقع شدهاست.
💡 تلمبه محمد سبزعلیان یک منطقهٔ مسکونی در ایران است که در دهستان خورسند واقع شدهاست. تلمبه محمد سبزعلیان ۵۱ نفر جمعیت دارد.
💡 این آبادی در دهستان خورسند قرار دارد و براساس سرشماری مرکز آمار ایران در سال ۱۳۹۵، جمعیت آن ۵۰ نفر (۲۲ خانوار) بودهاست.