خوانچه ٔ بزک

لغت نامه دهخدا

خوانچه بزک. [ خوا / خا چ َ / چ ِ ی ِ ب َ زَ ] ( ترکیب اضافی، اِ مرکب ) خوانچه آرایش است و آن خوانچه ای است که زنان اسباب آرایش و زیور خود را در آن نهند عموماً و خوانچه را که در شب زفاف اسباب آرایش و زیور عروس را در آن نهند خصوصاً. ( از لغت نامه محلی شوشتر نسخه خطی ).

فرهنگ فارسی

خوانجه آرایش است و آن خوانچه ایست که زنان اسباب آرایش و زیور خود را در آن نهند عموما و خوانچه را که در شب زفاف اسباب آرایش و زیور عروس را در آن نهند خصوصا.

جمله سازی با خوانچه ٔ بزک

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 بر خوانچه بهشت به دست ملائکه نان من است راتب ارواح انبیا

💡 تشنه بمیر، آب زد و نان مخواه خون خور و از خوانچه‌شان نان مخواه

💡 به چشم عقل مه و مهر و چرخ و پروین کیست؟ دونان و خوشه انگور و خوانچه مینا

💡 یکی خوانچه بر سر به پیوسته داشت بروبر فراوان سرشسته داشت

💡 ایام ناشتا صفت آمد از این قبل بر خوانچه امید صلایی نیافتم

💡 طبق ز نقل کواکب گرفته زهره به دست به شب نشین حریمش چو خوانچه ای افتاد

واز واز یعنی چه؟
واز واز یعنی چه؟
مرضیه یعنی چه؟
مرضیه یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز