خناق کلبی

لغت نامه دهخدا

خناق کلبی. [ خ ُ ق ِ ک َ ] ( ترکیب وصفی، اِ مرکب )نام نوعی بیماری است که از خانواده خناق است. ( یادداشت بخط مؤلف ): خناق کلبی که از جای بیرون مهره گردن باشد و از آن آن را خناق کلبی گویند که این علت سگ را بسیار افتد. ( ذخیره خوارزمشاهی ).

فرهنگ فارسی

نام نوعی بیماریست که از خانواده خناق است.

جمله سازی با خناق کلبی

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 -         اگر چنگیز خناق می‌گرفت و...، گزارش، ش 127، مهر 1380؛

💡 او در شیراز، پایتخت زندیان، با احترام فراوان زندگی می‌کرد تا اینکه دو سال بعد از مرگ کریم‌خان به بیماری خناق (دیفتری) درگذشت..

💡 لفظ و معنی را خناق افتد کجا این ترک خام افکند بر گردن معنی کمند پارسی

💡 گو مدعی خناق کن از قرب من که هست رشگ دراز دست و حریف گلو فشار

💡 شیشهٔ می را شریان بگشادم ز گلو بهر آن را که ز بسیاری خون داشت خناق

روله یعنی چه؟
روله یعنی چه؟
فصل یعنی چه؟
فصل یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز