لغت نامه دهخدا
خلیلی مرو. [ خ َ م َرْوْ ] ( اِ مرکب ) نام قسمی از آلوی معروف است. ( غیاث اللغات ).
خلیلی مرو. [ خ َ م َرْوْ ] ( اِ مرکب ) نام قسمی از آلوی معروف است. ( غیاث اللغات ).
نام قسمتی از آلو معروف است
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 مرغ سلونی صفیر بحر خلیلی گهر تازی دلدل سوار مکّی قدسی سنن
💡 خلیلی تو که هر آتش تو را همسان بود با گل کلیمی تو که هر دریا تو را آسان دهد معبر
💡 بر بوی آنکه روح نیا گردد از تو شاد هردم برسم خان خلیلی بعدل و داد
💡 خلیلی سابقه بازی در تیمهای سایپا، پرسپولیس استیل آذین، مس کرمان و صبای قم را دارد.
💡 پروین خلیلی، همسر موسی صدر در روز ۸ مهر ۱۴۰۰ در لبنان درگذشت.
💡 شاها، تو خلیلی، چه عجب میداری؟ گر سبزه ز آتش تو برمیخیزد؟