لغت نامه دهخدا
( خلیفةالدار ) خلیفةالدار. [ خ َ ف َ تُدْ دا ] ( اِخ ) لقب هارون پسر آلتونتاش خوارزمشاه که پس از مرگ خوارزمشاه این لقب از جانب مسعود بدو اعطا شد. ( از تاریخ بیهقی ).
( خلیفةالدار ) خلیفةالدار. [ خ َ ف َ تُدْ دا ] ( اِخ ) لقب هارون پسر آلتونتاش خوارزمشاه که پس از مرگ خوارزمشاه این لقب از جانب مسعود بدو اعطا شد. ( از تاریخ بیهقی ).
لقب هارون پسر آلتونتاش خوارزمشاه که پس از مرگ خوارزمشاه این لقب از جانب مسعود بدو اعطا شد.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 او خلیفه بود در بغداد تن رخت را بربست از بغداد و رفت
💡 عدل کن تا من خلیفه دانمت عاقبت نیکو صحیفه دانمت
💡 تو به گوهر خلیفهای ز خدای بر خری و سگی فرود میای
💡 فراز کرسی افلاک شاه خورشیدست خلیفه رخ تو بر سریر سلطانی
💡 گفت لیلی را خلیفه کان توئی کز تو مجنون شد پریشان و غوی
💡 «نظیری » بس نخواهد کرد اناالحق خلیفه گو رسن از دار مگسل