خلوت باصفا
مترادفها
خلوت دلپذیر، تنهایی لذتبخش
متضادها
شلوغی
لغت نامه دهخدا
خلوت باصفا. [ خ َل ْ وَ ت ِ ص َ ] ( اِخ ) نام جایی است در حوالی تفت یزد. ( آنندراج ):
تا خلوت باصفا نبینی
در تفت روی و جا نبینی
نقشی که بمدعا نشسته
در خلوت باصفا نشسته.تأثیر ( از آنندراج ).
فرهنگ فارسی
نام جایی است در حوالی تفت یزد
جمله سازی با خلوت باصفا
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 درود پاک تو بر ریش باصفا واعظ که ره ز قول تو دور است تا خدا واعظ
💡 به چهره خنده به گلهای باصفا زدهای به نغمه طعنه به مرغانِ خوشنوا زدهای
💡 ای شده آبِ زمزم از خاکِ درِ سرایِ تو کعبه ز توست به شرف، مَرْوِه ز توست باصفا
💡 نتوان گرفت آینه از دست او به زور از خط سبز بس که رخش باصفا شده است
💡 از عناصر در تن آدم برای خلق او گشته اند اضداد با هم چار یار باصفا
💡 او تصمیم گرفت در روزهای تعطیل به کوهستان برود تا در آنجا خلوت باصفا و آرام، کتابهای مورد علاقهاش را بخواند و از هیاهوی شهر دور شود.
💡 برای رسیدن به آن خلوت باصفا و آرامش درونی، نیاز است که گاهی از شبکههای اجتماعی فاصله بگیریم و به طبیعت بکر و بسیار زیبا پناه ببریم.
💡 پیرمرد با لبخندی بر لب، از آن خلوت باصفا و تنهایی شیرینی که در باغ قدیمی خود داشت، برای نوههایش تعریف میکرد و آنها را شاد میکرد.