لغت نامه دهخدا
خفه گشتن. [ خ َ ف َ / ف ِ گ َ ت َ ] ( مص مرکب ) آزرده شدن و تنگدل شدن. ( آنندراج ):
بر دست خاکیان خفه گشت آن فرشته خلق.خاقانی ( ازآنندراج ).
خفه گشتن. [ خ َ ف َ / ف ِ گ َ ت َ ] ( مص مرکب ) آزرده شدن و تنگدل شدن. ( آنندراج ):
بر دست خاکیان خفه گشت آن فرشته خلق.خاقانی ( ازآنندراج ).
آزرده شدن و تنگدل شدن
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 اهل دل پیش تو مردن ز خدا می خواهند کشته ی تیغ تو گشتن بدعا می خواهند
💡 بلی جنت حقیقت بینیازی است بهشتی گشتن اصل سرفرازی است
💡 زهر چیزی که داری کام و ناکام جدا میبایدت گشتن سرانجام